عشق
شمع ميسوزد وپروانه به دورش نگران, ماكه ميسوزيم وپروانه نداريم چه كنيم
شوق ديدارتو را قاصد بي رحم چه داند
آنقدر شوق به ديدار تو دارم كه خدا ميداند.
عاقبت از عشق تو اهل كليسا
مي شوم
ميكشم دست از مسلماني مسيحا مي شوم
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 14:14 توسط علی اولاد
|
با سلام دوستان عزيزم هدف و تلاش من اطلاع رساني و كسب اطلاعات بيشتر است و تكراري بودن مطالب با خواندن تكراري شما معنا ميگيرد پس لطفا باز هم سر بزنيد و در راه درست راهنمايي نماييد از حضورتان خشنود و سربلند خواهم شد